![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست می گویند قریب پنجاه سال است که گاو نفس کشیده است. پس چرا برف های حیاط کوچک من همچنان یخ بسته است؟ سر انگشتانم را ببین. ترک برداشته است! من، اینچنین منجمد، توان خندیدن ندارم. خواب می بینم؟ عریانی مرا حتی در خانه ام می پایند که هی! فلانی را ببین! هوای به این سردی، هوس عشقبازی به سرش زده است. پس چگونه است که دختران همسایه عریان بر روی بام ها ظاهر می شوند؟؟!!! مگر هیزم این آتش چند قرن است که مرده است؟ که اینگونه بر سرما دل می سوزاند؟ مگر این قرص طلایی همانی نیست که جهانی از او روشن است؟ پس کجاست؟ من یخ زده ام . به فریادم برسید. هیزم بیاورید. هیزم تازه. وای... خدارا! بگذارید بیاورند. بگذارید هیزم بیاورند. این ها دیگر رمق ندارند. هیزم بیاورید. آه... من باغ و چشمه نمی خواهم. بگذارید هیزم بیاورند. و گر نه مجبور می شوم از آسمان بخواهم آتشی بر حیاط کوچک من ببارد. شاید برف ها آب شوند. برکت باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:41 توسط بیگانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|