![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
زین سفر گر به سلامت به وطن باز رسم نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
دست کوچک نرم می کشد آرام بر صورت آفتاب کشیدۀ دل. ساق باریک پر گناه، من کجا و او کجا! ابتدای کوچه ای ایستاده راست ، قیام داغ دانشی در ماوراست! آنجا چه پیداست ؟سوسوموج بی صداست! خروشش نرم نرم، میگذارد مرز تن، می خروشد شوق جان! می روم با پای برهنه ،روی ساحل ،سرد ِ سرد ، گرم ونم ،کشیده لطیف دست ضعیف زبری خشک خستگی پیداست چشمان تنگ خط خورده به نور، رو به دریا ،روبه دور! می روم ،رنگ نقش خاطره روی کاغذ مال ماست،زخم سینه یادگار پینه هاست ! خداحافظ کوچک رنجور گونه خیس،جای تو زیر پا در کنار مرده هاست! ساحل آنجاست،افق پیداست،آنکه سوزانده گونه ها بر خیره کش برپاست،قیام داغ دانشی در ماوراست! خدا حافظ وا میگذارم لذت دیدن به سختی ، کشمکش با ناز نازک ترس و بیم،بوسه هایی پاره پاره،می گذارم تن به ساحل،بر زمین!بکش ای دست ظریف تو به اندام ترک خوردۀ خیس! میروم ، خانه آنجاست، بستر گرم لذتهای نا پیداست! سلامت باد ای نسیم،ای کشان بر بال تو روحهای بی نشان، بر ستان روح مرا،پر بکش،که پیچیده به دام تن سرد،ببرش با خود خود تا به افق تا تن گرم ،تا خود خود!
برکت باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 14:47 توسط رسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|