![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه فراموش نکن دخترم که هیچ توجیهی برای بودن زیستن و رفتار فشرده و متراکم حیوانی به نام انسان وجود ندارد. فراموش نکن دخترم که اساس نگاههای محروم همان چیزیست که حرمتی ساخته است و بنیان قکر در زندگی گروه انسانها بقاست نه سعادت مندی بر خلاف آنچه که تا به امروز شنیده ای پس هیچ متعصب مذهبی برای سعادت مندی دعا نمیکند و تو اگر معامله بهتری داشته باشی این گروه با تو خواهند بود !!! فراموش نکن دخترم که این جمله عین اسارت است(تو آزادی تا خودت دینت را انتخاب کنی) تنها آزادی آین است که چشمانت را ببندی و همان توهمی را خلق کنی که به تو آرامش می دهد و همانقدر سرشار از هر لذتی باشی که می توانست وجود داشته باشد. تو آزادی همین! خواه انتخواب کن خواه نه. دخترم فراموش نکن که جهان برای احساس گناه تو نمی ایستد و من به تو می گویم آنجا که گناه هست خدا یان بودندو هستند اما آنجاکه احساس گناه هست خدایی نیست . آگاهی درونت را سرشار کن و شادی را بیاب و معصومانه زندگی کن . برکت باشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:38 توسط رسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|