![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست
آفتاب ظهر داغ داغ است تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... شهر خلوت است ... او می آید؛ گروهی به دنبالش
تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... بازار مسگر ها همچنان زنده است آفتاب می تابد ... نوری در چشم هایش می درخشد. تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... تــــــــــــق....
قدم هایشان تند است مسگر ها می کوبند تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... تــــــــــــق.... آفتاب بی رحمانه می سوزاند! او رسید
دست هایش بالا می رود. مسگر ها می کوبند « خلایق نگرانند!» **
می چرخد! تــــــــــــق.... یک چرخ... تــــــــــــق.... دو چرخ... تــــــــــــق.... او به سماع مشغول است!!
« هین سخن تازه بگو تا دو جهان تــــــــــــق.... « تازه شود، وارهد از تــــــــــــق.... « حد جهان، بی حد و تــــــــــــق.... « اندازه شود...
برکت باشد
** "نه من انگشت نمایم به هواداری کویت که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت" از سعدی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:10 توسط بیگانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|