![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
به چه دیر ماندی ای صبح که جان من بر آمد بزه کردی و نکردند موذنان ثوابی
با توام ای صبح باران زده ای همنشان با پاییز از چه روی سردی با مردمان چیزی گلویم را می خراشد شاید تلخی مانده از خوابهای پریشانیست یا شاید فقط تلخیش را یادگاریست ای صبح خیس با تو قمار خواهم زد شرط آنکه کنج تاریک دل از من دو خط نور تابیده به شبنمها با تو قمار می زنم نگاه بارانخورده صبحگاهی از من اشکهای بی شمار بر پیکر سرو و سرد سنگ زیر پا از تو با توام ای صبح اول حرفهایم پیچیده به نمدهاست ساقه تلخ ته وریشه انداخته در ذهن زبانم دوخته بر قامت افسانه بازیهای دوست چشمان خمار پای در گل و جانم عاریه دو پیمانه لب پریده و رخنه های زیر و بالا شوریده هزار صبح باران خورده آرام با توام که نقش زده قماری با صبح اول گونه هایت سرخ است تنت گرم گرم و پشت لبخندهایت هیچکس نیست ای که می رقصی دست بر دوش و پای در پیش من قمارم را باخته ام پیشاپیش برسان سلام مرا به آشیان شاهین و بگو صید زخم خورده ای در پی صیاد می لنگد بگو که چاله های زیر پایش به سرما نزدیک است و اگر رحمیست اینجا زخمیست و اگر سکوت پاسخ سلامم داد تو بگو که مستی زخم خورده و تنها زیر آخرین تیر چراغ برق نرسیده به هیچ شهری باخته از هر قمار تنهای تنها منتظر توست
برکت باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 21:34 توسط رسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|