![]() |
![]() |
|
| کلمات خدا از دهان تو بیرون می آیند دکترین اسرار |
|
رهزن دهر مخفته ست مشو ایمن ازو اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد
هان پسر؟! لنگ می زنی؟ شنیده ام شب ها که به خانه می آیی، چشمانت سرخ است! چه ات شده است؟ خیال کرده ای که اینجا مرغزاری است خرم و سرسبز که هر گوشه اش مأمن خرگوشی چابک است یا باغی فریبا که هر شاخش پناه بلبلی خوش آواز؟ نه جانم! قدم در بیابانی گذاشته ای که از برای نوازش پاهایت تیغ های تیز قامت راست کرده اند و مارانش شب ها خواب قوزک پایت را می بینند. کژدم این فردوس به کمین نشسته در انتظار خیال رقصنده ی تو. لحظه ای غفلت او را بس است. کافی است نظری از پای یار برداری و به سر خود اندازی. زهر زردش سرخی خون تو را چنان می بلعد که خود انگشت حیرت به دهان بگیری که چه شد؟؟!! بر او مگیر. دم او از عشق چنین خمیده و غریب است. او استادی است تا به تو بیاموزد که چشمانت را مواظب باشی. او می گوید تا در این مُقام نیش ننوشی، نمی توانی خرقه ی یار را بپوشی! پس به او عشق بورز! اما خود را از گزند نیش او در امان بدار. ضرورتی نیست که این راه را چنین پردرد بروی. درد، جای دیگری در انتظار توست. از این بیابان فرار مکن که راه فراری نیست. بعد از این یکی دیگر است و بعد، دیگری. آرام برو تا راه را به تو نشان دهند. تو به بال نیازمندی. نگاه کن! روی شانه هایت جوانه زده است! برکت باشد |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:12 توسط بیگانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باشد تا مزار آرزوهایمان را در دولت تو فاتحه ای بخوانیم. شاید نه از دوستان تو باشیم، اما مریدانی هستیم که هوای عاشقی در سر داریم. راست بگو. چشم ها را به خود خیره داشته ای که چه؟ نکند رخ ننموده سفر کنی. کار دست عاشقانت ندهی. همگی چشم به دست تو، پا ها آماده و گوش ها تیز، تو بزن. همه می رقصند. می گویند در فراسوی مکان و زمان اقیانوسی است، آکنده از عشق و رحمت. راهش را دانندگان اسرار دانند و بس! اسرار کجاست؟ تو بگو. نه. من می گویم. اسرار تویی. مکاشفه ی دوستان به مراقبت نشسته. مکاشفه ساز. مکاشفه گر. مکاشفه جو. اسرار تویی. دکترین اسرار.
برکت باشد. |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه نویس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوچه میخواستم نه امید |
| نویسندگان |
|
بیگانه رسا |
| پیوندها |
|
دیوانه پرواز را به خاطر بسپار... زاها می توان آموخت می توان بود جوینده (حقیقت خدا) جایی برای کمی زندگی کافه آنتراکت معاشران قرابه به همین سادگی |
|
RSS
|